صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 18


موضوع: درباره ی ...درباره ی الی...

  1. #1

    تاریخ عضویت
    Mar 2009
    محل سکونت
    کرج
    نوشته ها
    1,979
    موضوع ها
    276
    سپاس
    1,471
     
    7,419سپاس شده در 1,258 پست
     
    مدال های من
        
     

    پیش فرض درباره ی ...درباره ی الی...

    دوستان من تو این پست قصد دارم تا در مورد درباره ی الی و نکاتی که در اون وجود داره بحث کنم و نقد هایی که در موردش هست بنویسم تا همه افرادی که این فیلم را دیده اند متوجه قدرت این فیلم بشوند و ببینند چرا این فیلم به عنوان نماینده ایران در اسکار انتخاب شده و همه بیش از قبل به موفقیتش امید دارند


    دوستان خواهشمندم نظراتون رو راجع به این فیلم بنویسید...
    چون به نظرم این فیلم ارزشش رو داره تا مثل خیلی از سریال ها در مورد حوادثش بحث بشه



  2. --
  3. #2

    تاریخ عضویت
    Mar 2009
    محل سکونت
    کرج
    نوشته ها
    1,979
    موضوع ها
    276
    سپاس
    1,471
     
    7,419سپاس شده در 1,258 پست
     
    مدال های من
        
     

    پیش فرض پاسخ : درباره ی ...درباره ی الی...

    در ابتدا با یک سری نقد از منتقدان بر این فیلم این بحث رو باز می کنم
    مطمئنا اون ها فیلم رو بهتر از ما دیده اند



    چرا قضاوت درباره «درباره الی ...» این‌قدر مشکل است؟

    نیما حسنی‌نسب
    قضاوت‌ درباره فیلمی که مضمون پیچیده و چندلایه‌اش اصلاً درباره "قضاوت‌"‌کردن است، کار ساده‌ای نیست. اتفاق‌ عجیب، نادر و منحصربه‌فرد جشنواره بیست‌وهفتم درست در همین‌جا شکل می‌گیرد و رخ نشان می‌دهد. بعد از چند روز گفتن و شنیدن، چند روز نوشتن و خواندن درباره این‌که ما (یعنی منتقد و نویسنده سینمایی) تا کجا و چقدر و چگونه حق و امکان و اجازه قضاوت‌کردن درباره کارها و آثار دیگران را داریم، ناگهان این نکته از دل یک فیلم و از پس پرده سینما بیرون آمد و همه‌مان را شگفت‌زده و مبهوت رها کرد.
    هیچ سالی تا به امروز به یاد نمی‌آورم که بحث داوری و قضاوت درباره فیلم‌ها تا این اندازه جدی، پرحرف‌وحدیث و جنجالی شده باشد. روزنامه‌ها و ویژه‌نامه‌های این روزهای جشنواره را که مرور کنید، به نکته کلیدی و به رمز و راز گوهر نهفته در پس ظاهر ساده «درباره الی ...» می‌رسید. سینما به شکلی معجزه‌وار باز هم در یکی از عجیب‌ترین اشکال ممکن نشان داد که خودبازتابنده‌ترین و افشاگرانه‌ترین رسانه و هنری‌ است که ما آدم‌های امروزی در اختیار داریم تا در این آینه شفاف چهره‌های مختلف خودمان و دیگران (چه فرقی می‌کند؟) را ببینیم و بعد که همه‌چیز تمام شد و پرده فرو افتاد، ارزش‌گذاری‌اش کنیم و داوری و نظر و (باز هم تکرار می‌کنم) "قضاوت‌"‌مان را درباره چیزی که دیده بودیم در معرض نقد و داوری بقیه قرار بدهیم. این پیچیده‌ترین نکته‌ای‌ است که «درباره الی ...» را در جشنواره امسال به اتفاقی تکرارنشدنی تبدیل می‌کند و بر ماندگاری‌اش مهر تأیید می‌زند.
    تکرار مکررات است نوشتن درباره «درباره الی...» با این اسم بامسما که مثل خود فیلم همان‌قدر ساده به نظر می‌رسد که پیچیده و آن سه نقطه‌ پایانی که این اسم ساده را تا فرسنگ‌ها دورتر از ‌چیزی که درباره‌اش تصور می‌کردیم امتداد می‌دهد، جلو می‌برد و همچنان مبهم و رازآمیز و بی‌پایان نگهش می‌دارد. تکرار مکررات است تعریف‌کردن از «درباره الی ...» و توصیف ویژگی‌ها و قابلیت‌های سینمایی‌ کم‌نظیرش در میان تولیدات سینمای ایران و تشریح و تحلیل دلایل این تمایز و تفاوت. این‌ها را این روزها حتماً آن‌قدر خواهید خواند و خواهید شنید که ترجیح می‌دهم عجالتاً از این روند پرشتاب و رقابت پرسرعت بر سر توضیح و توصیفشان دست بکشم و بگذارم تا زمان، خودش موقع و امکان داوری سینمایی درباره فیلم را فراهم کند. چیزی که تصور می‌کنم تکرار مکررش لازم و واجب است و جایش میان این‌همه تعریف و تمجید به‌حقی که این روزها نثار کیفیت فیلم و فیلم‌ساز و تک‌تک عوامل یکه‌اش می‌شود خالی‌ است، اشاره به همین قابلیت خودبازتابنده و افشاگرانه‌ آن است.
    «درباره الی ...» در سالی به جشنواره فجر آمد که همه مشغول قضاوت‌کردن دیگران بودیم. عده‌ای داوری فیلم‌ها و سازندگانش را بر عهده گرفته بودند و گروهی درباره این داوری‌ها و ارزش‌گذاری‌ها قضاوت می‌کردند و می‌کنند و خواهند کرد. لحظه‌ای به این موقعیت فرضی فکر کنید که «فیلم‌های جشنواره» همان الیِ فیلم «درباره الی ...»" هستند و هرکدام از ما که این روزها به‌قدر فضا و فرصت و امکانی که در اختیارمان بود، در مورد «فیلم‌های جشنواره» گفتیم و نوشتیم، همان «هم‌سفران و شخصیت‌های دیگر» فیلم هستیم. تازه حالا بازی پیچیده و رازآمیز اصلی شروع می‌شود که هرکدام در خلوت خودمان دوست داریم جای کدام شخصیت و کدام هم‌سفر الی باشیم و در نوشته‌ها و اظهارنظرهایمان کدامشان به‌نظر می‌رسیم. اگر بخواهیم این بازی دشوار را ادامه بدهیم، می‌شود جلوتر هم رفت و به این نتیجه رسید که اصلاً هرکدام چقدر امکان درست و فضا و موقعیت واقعی برای قضاوت در اختیارمان بود، چقدر از چیزی که قضاوتش کردیم شناخت و آگاهی داشتیم و از آن مهم‌تر داوری‌هایمان تا چه حد شفاف و از روی انصاف و براساس داده‌ها و اطلاعات و اعتقادمان بود و تا چه حد برمبنای خیلی چیزهای حاشیه‌ای و فرامتنی و دور از واقعیت دیگر.
    درس مهم و اساسی و فراموش‌نشدنی «درباره الی...» شاید همین باشد که اصغر فرهادی با ساخت این فیلم - خواسته یا ناخواسته - ما را درگیر و گرفتار حقیقت و واقعیت قضاوت‌هایمان کرد. از این منظر، یک وجه جدی و شاید نادیده‌گرفته‌شده «درباره الی ...»، فرصتی‌ است که به تماشاگرش می‌دهد که در قضاوت‌ها و ارزش‌گذاری‌هایش در برابر چیزهای دیگر فکر کند و به این نتیجه برسد که در جایگاه کدام شخصیت فیلم است و دلش می‌خواست جای کدام‌یکی باشد. الی این‌جا تمثیلی از فیلم‌ها و اصلاً خود سینماست و ما که بیننده و داور و منتقد و نظردهنده‌اش هستیم، رودرروی آزمون دشواری قرار گرفته‌ایم... و فرصت فکرکردن درباره این رودررویی دشوار و جذاب و خطیر مثل همان سه نقطه‌ انتهایی نام فیلم می‌تواند تا کجاها که امتداد داشته باشد.








  4. --
  5. #3

    تاریخ عضویت
    Mar 2009
    محل سکونت
    کرج
    نوشته ها
    1,979
    موضوع ها
    276
    سپاس
    1,471
     
    7,419سپاس شده در 1,258 پست
     
    مدال های من
        
     

    پیش فرض پاسخ : درباره ی ...درباره ی الی...

    'درباره الی' خيلی طولانی بهتر از يک 'درباره الی' با پايان تلخ است
    صدیقه بهمن پور
    وقتی در يکی از سالن های سينما آزادی نشسته ای و 'درباره الی' را تماشا می کنی انگار حالا حالاها توان داری که همانطور که نشسته ای، همانجا بنشينی و فيلم را ببينی. در اين کار مجموعه ای از قوی ترين بازيگران سينمای ايران گرد هم آمده اند تا با بازی های بسيار طبيعی در فضای گرم و صميمی فيلم، ما را نزديک به دو ساعت با خود همراه کنند.

    کارگردانی اصغر فرهادی آنقدر درجه يک و عالی بود که اگر هم ضعفی در فيلمنامه وجود داشت با به تصوير کشيدن زيبای صحنه ها اجازه نمايان شدن پيدا نکرده بود. سرعت تغيير صحنه ها، تعداد زياد نماها، و پر بودن هر صحنه از اکشن ها ، ری اکشن ها، توی هم و طبيعی حرف زدن بازيگرها در مجموع ريتمی به فيلم داده که مخاطب فرصت فکر کردن روی نکات ريز را پيدا نمی کند.

    اين را در مقايسه با بعضی فيلم هایی می گويم که برای مثال همه کاراکتر ها ساکت هستند تا يک نفر ديالوگش را بگويد و تمام شود و بعد نفر بعدی ديالوگ معمولاً طولانی اش را شروع کند و در حين صحبت هر يک از کاراکترها، ساير افرادی که در صحنه حضور دارند يک گوشه ايستاده يا نشسته اند تا ديالوگ بقيه گفته شود. و اين برای مخاطبی که در عصر سرعت زندگی می کند یک اتلاف وقت واقعی به شمار می رود. اما فرهادی معلوم است که برای نما به نمای فیلمش زمان گذاشته است.

    در هر سکانس هر تعداد بازيگری که حضور دارند زنده اند. يا ديالوگ دارند و يا ری اکشن های معنا دار از خود نشان می دهند. در واقع هر آنچه سر صحنه است حقيقتاً جزء جدايی ناپذیری از ميزانسن است. تا قبل از ورود صابر ابر (به رغم بازی بی نظيرش) اين فيلم ازآن فيلم هايی است که آدم دوست دارد تمام نشود، و وقتی فيلم تمام می شود واقعاً از ته دل دوست داری از صميم قلب به خاطر اين اثر از همه عوامل فيلم تشکّر کنی.

    اولين حرفی که درباره فيلم می توان زد اين است که فيلم يک داستان ساده در ژانر حادثه ای- اجتماعی بود. يکی از آن قصه های تکراری هاليوود که در آن چند زوج جوان، سرمست و خوشحال راه می افتند تا به يک سفر بروند وبنا به دلايلی به خانه ای متروک يا نقطه ای دوردست کشيده می شوند و در آنجا عموماً ما منتظر يک سری وقايع ترسناک هستيم. در فيلم فرهادی امّا خبری از ترس نبود، به جای آن بيشتر نگرانی های بعد از وقوع حادثه بود که گريبان گير تماشاگر و خود بازيگران بود.

    درباره الی حتّی تمرکزش بر روی مسائلی چون روابط بين انسان ها و يا مسائل و مشکلات زنان هم نبود. هر چند با دقت در فيلم می توان نکاتی را در اين خصوص پيدا کرده و آنها را بررسی کرد. درباره الی حتّی داستان سپيده هم نبود که نقشی محوری در فيلم بازی می کرد . سپيده ای که در انتهای فيلم مثل چرخ های ماشين در گل مانده بود و شايد ابتدای يک الی ديگر بود، امّا درباره الی فقط و فقط درباره الی بود.

    شايد تمام ماجرای الی (ترانه عليدوستی) را بتوان خلاصه کرد در اين جمله احمد (شهاب حسينی) به نقل از همسر آلمانی اش که يک روز صبح به او گفته بود: "احمد! يک پايان تلخ بهتر از يک تلخی بی پايان است." و تنها در اين جمله گذراست که اشاره ای کوتاه به شخصيت الی می شود. شخصيتی که تا پايان فيلم برای ما و همسفرانش ناشناخته باقی می ماند و نامزدش (صابر ابر) که تنها کسی است که می تواند در شناخت الی به ما کمک کند به ما پشت می کند و می رود.

    اسم مبهم الی خود بيانگر ناشناخته بودن و ناشناخته ماندن او و افرادی مانند اوست. افرادی که هيچ وقت به خود زحمت نمی دهيم آنها را بشناسيم، و با اينکه هيچ وقت آنها را نشناخته ايم از لکّه دار کردن آبروی آنها هم ابايی نداريم.

    انگار در پايان فيلم نويسنده و کارگردان به ما می گويد که ما درباره الی هيچ نمی دانيم و فقط اگر زيرک باشيم در می يابيم که پايان تلخ الی تنها چاره او برای پايان دادن به يک تلخی بی پايان بوده است. و خود اين پايان تلخ هنوز درباره الی خيلی روشن نيست. چون ما هنوز هم نمی دانيم که الی بعد از بادبادک بازی کودکانه اش به خاطر آرش رفت يا به تصميم خودش.؟!

    يکی ديگر از مفاهيمی که منتقدان کمابيش به آن اشاره کرده اند مسأله راست و دروغ بود. اين در حاليست که در اين فيلم همه چيز از يک دروغ شروع نشد بلکه همه چيز از نگفتن آغاز شد. اينکه سپيده از ابتدا به هيچ کس چيزی درباره الی نگفت. و اينکه در پايان وقتی سپيده می خواست در باره الی چيزی بگويد نامزد الی به سپيده اجازه حرف زدن نداد. يعنی با اينکه هيچ دروغی در مورد مسائل مهم و حياتی گفته نشد امّا سکوت در زمانی که بايد حرفی در دفاع از آبروی الی گفته می شد همه چيز را خراب کرد.

    روی هم رفته درباره الی فيلمی بود که از نظر تکنيکی و هنری کم و کاستی که به چشم بيايد نداشت. ساخت فيلم آنقدر زيبا و طبيعی بود که فکر می کردی خودت در کنار مسافران فيلم حاضری. کنار جاده روی زير اندازشان نشسته ای و در گوشه ای از سفره ای که جا برای الی تنگ است تو هم حضور داری.

    اينکه مجبور نباشم در ذهنم دنبال پيام هايی باشم که می توانم از اين فيلم دريافت کرده باشم. من با حرف همسر آلمانی احمد به شدّت مخالفم. حرفی که الی به آن فکر کرد و با مفهوم آن موافقت کرد و يک پايان تلخ را به يک تلخی بی پايان ترجيح داد. به نظر من يک پايان تلخ يک پايان است، ولی در يک زندگی تلخ هميشه می توان اميدوار بود که روزی اوضاع بهتر شود.

    ما در ايران هنوز تعداد اندکی کارگردان و فيلمساز داريم که فيلم هايی نظير درباره الی توليد کنند. فيلم هايی که با تماشايش اميدوار شویم که با تلاش و پشتکار می توان از هاليوود سبقت گرفت. فيلم هايی که حاضر باشی چندين بار بليط سه هزار تومانی بخری و فيلم را در سينما تماشا کنی و در دلت بگويی نوش جان گروه فيلمسازی.



  6. --
  7. #4

    تاریخ عضویت
    Mar 2009
    محل سکونت
    کرج
    نوشته ها
    1,979
    موضوع ها
    276
    سپاس
    1,471
     
    7,419سپاس شده در 1,258 پست
     
    مدال های من
        
     

    پیش فرض پاسخ : درباره ی ...درباره ی الی...

    بیشتر به نظر می رسید گروهی از دوستان خانوادگی تصمیم گرفته اند سه روز تعطیلات را برای تفریح به شمال بروند.. .....یک نفرشان هم مثل این است که دوربین هندی کم خانوادگی را روشن کرده و از بقیه فیلم میگیرد.

    پلان های کش دار، سادگی و غیر رسمی بودن دیالوگ ها و تصویربرداری با دوربین روی دست از دیگر تمهیدات فرهادی برای نشان دادن یک روایت مستند از داستان فیلم می باشد.

    ***

    اگر وظیفه هنرمند ساختن فضایی مستعد برای اندیشیدن مخاطب درباره سوژه ای انسانی باشد، درباره الی به تمام معنا یک اثر هنری متعهد است.

    اصغر فرهادی با کوله باری از تجربه سیاسی در سینما، شاید این بار هم مخاطبانش را به انتظار یک کار سیاسی دیگر به طرف سالن های سینما جذب کرده باشد، اما پس از نگاهی گذرا به فیلم، این انتظار ناکام می ماند. از زاویه نگاهی دیگر فیلم را می بینیم، تجربه ای موفق نسبت به فضایی جدید برای او به شمار می آید. اما دوباره با نگاهی عمیق تر همان فرهادی منتقد نسبت به فضای اجتماعی و سیاسی ایران آشکار می شود. یعنی می خواهم بگویم بعید است که فرهادی ای را که ما می شناسیم منظورش از " الی"، " الی" باشد و "درباره الی" را درباره " الی" ساخته باشد.

    " الی" صورت شکسته الناز، الهام، یا می تواند هر اسم دیگری هم باشد، که ما به خاطر او با هم جدال می کنیم، همدیگر را زیر سوال می بریم، حتی دست روی عزیزانمان بلند می کنیم.... و قصد داشتیم تا بر روی او برای ساختن آینده مان سرمایه گذاری زیادی هم بکنیم. سرمایه ای به اندازه یک عمر، به اندازه یک زندگی. و نکته جالب آنجاست که در عین حال هیچ مدرک شناسایی معتبر یا حتی غیر معتبری در باره الی در دست ما نبوده و بخاطر اعتمادی که بر روی او داشته یا خیال می کردیم که داشته ایم، بر روی الی سرمایه گذاری می کرده ایم. مسئله بغرنج تر آنجاست که مسئله از داشتن اعتماد یا نداشتن آن هم کلی تر و عمیق تر است و آن این است که ما در باره آن – اینکه ما به الی اعتماد داشته ایم یا نه – اصلا تا به حال فکر نکرده بودیم.

    الی در بدو ورود به خانه می گوید تمیز کردن خانه با من ، با اطرافیان رفتار مودبی دارد، از بچه ها مراقبت می کند و حتی به این خاطر جانش را هم به خطر می اندازد.

    بعد از لو رفتن شخصیت دوروی الی ، یکی از دوستان اشاره می کند اما اگه این طور باشد که همه خوبی کردن های الی هم زیر سوال می رود. یعنی الی این خوش خدمتی ها را بخاطر چه انجام داده است؟

    ***

    دروغ مصلحتی از تبعات جامعه ناراست و لایه لایه است. سپیده حقایقی را از چشم سایرین مخفی نگاه می دارد که گاه گفتن آن ها شاید مشکلات دیگری را به همراه داشته باشد. آیا سپیده از ابتدا می بایست همه چیز را به احمد یا به نامزد الی و یا به همسرش می گفت یا اینکه آیا اصلا همه می بایست از همه چیز اطلاع داشته باشند؟ بعد از فوت شدن همه چیز چطور؟ گفتن حقیقت آیا به قیمت آبروی الی تمام نمی شود؟ برداشتن موبایل الی آیا کار درستی بوده است یا نه؟ نامزد الی چه طور؟ چرا از اول نگفت که نامزد اوست؟ مصلحتی بودن کار او آیا قابل توجیه است؟

    به نظر میرسد قبل از محاکمه افراد در چنین شرایطی پیشتر می بایست شرایط بحران و مصلحت اندیشی را زیر سوال برد. این جامعه است که سپیده را به ناراستی و پوشیدگی مجبور کرده است. این رجحان مسائل گنگ و نامشخص بر صداقت است که آدم ها را گاه در ابراز حقایق دچار تردید می کند. چرا بخاطر الی که حقیقت او مرگ است ما باید به دوستانمان دروغ بگوییم یا حقیقتی که بالاخره همه خواهند فهمید را مخفی نگاه داریم؟ آیا اسم این را می توان مصلحت اندیشی گذاشت؟ اواخر فیلم بین بچه ها دور می زنند و رای گیری می کنند. اکثرا متفق اند به اینکه باید راستش را به نامزد الی گفت. بالاخره که همه چیز را می فهمد. سانسور ، مصلحت اندیشی نیست.



  8. --
  9. #5

    تاریخ عضویت
    Mar 2009
    محل سکونت
    کرج
    نوشته ها
    1,979
    موضوع ها
    276
    سپاس
    1,471
     
    7,419سپاس شده در 1,258 پست
     
    مدال های من
        
     

    پیش فرض پاسخ : درباره ی ...درباره ی الی...

    اصغر فرهادی پس از نمایش فیلم "درباره الی" در جشنواره‌ی برلین به همراه جمعی از بازیگران فیلم در مصاحبه‌‌ای مطبوعاتی شرکت کرد و به پرسش‌های خبرنگاران پاسخ گفت.
    در آغاز تصویر بود
    فرهادی درباره‌ی شکل‌گیری داستان فیلم به تصویری در ذهن خود اشاره کرد، که درآغاز ساخت این فیلم مبنای کار بوده است. تصویر خیالی فرهادی، مردی را تجسم می‌کند، که تنها در کنار دریا به انتظار دریافت جنازه‌ای ایستاده است. وی می‌افزاید، این تصویر همچون «دگمه‌ای بود که من برای آن کت و شلوار ساختم.»
    فرهادی در این فیلم وظایفی چندگانه را برعهده گرفته است. او از جمله نویسنده و کارگردان این فیلم، است. فرهادی اشاره می‌کند که صحنه‌های فیلم پیش از فیلمبرداری در ذهن او کاملاً نقش بسته بودند. این مسئله، به لحاظ تکنیکی، سبب ایجاد دشواری‌هایی در ساخت فیلم شد. فرهادی در بخشی از توضیحات خود به ویژگی فراجغرافیایی فیلم‌اش اشاره کرد. به نظر وی، این فیلم با این انگیزه ساخته شده، که هرکس در هر جای دنیا آن را درک کند و با آن ارتباط برقرار کند.
    آزادی برداشت و اندیشه‌ورزی
    به نظر فرهادی، تماشاچی امروزی سینما شریک سینماگر است و به خواست و سلیقه‌ی خود حق دارد از فیلم برداشتی مستقل را ارائه دهد. بدین ترتیب سینماگر دیگر مجاز نیست، عقیده و نظر خود را به تماشاچی تحمیل کند. فرهادی می‌گوید سینماگر تنها زمینه‌ای را فراهم می‌کند که از طریق آن بیننده به اندیشه‌ورزی دعوت ‌شود. ارائه‌ی طرحی کلی و واحد از سوی فیلمساز در شرایط کنونی جهان سینما شایسته نیست.
    فرهادی که از عرصه‌ی تئاتر به سینما آمده است، نظریه‌ی ارسطویی پیرامون تاثیر نمایش بر تماشاچی را تغییر داده است. ارسطو در نظریه‌ی "کاتارسیس" به اندوه، شادی و دیگر هیجانهای احساسی انسان اشاره می‌کند که در ضمن نمایش بر بیننده غلبه کرده و سبب پالایش روح او می‌گردند. تماشاچی متوجه می‌شود، که تزکیه‌ی نفس از طریق شرکت احساسی در نمایش امکان‌پذیر است. اصغر فرهادی به جای تزکیه و پالایش روح، بر اندیشه‌ورزی تماشاچی از طریق اندوه یا شادی تاکید می‌کند. به نظر وی وجود درکی واحد از فیلم، نطفه‌ا‌ی از رادیکالیسم را در خود حمل می‌کند.
    به باور فرهادی، فیلم باید از دایره‌ی ملی خود پا فراتر نهد. او نمی‌خواهد که فیلم‌هایش به عنوان دایر‌‌‌‌ة‌المعارفی برای فهم جامعه‌ی ایران به کار گرفته شوند. او مایل است بطور کلی انسان (و نه حتماً انسان ایرانی) را موضوع کار خود قرار دهد.
    دوری از مطلق‌گرایی
    بنا به گفته‌ی فرهادی، داستان "درباره الی" می‌تواند در هر جای دنیا به وقوع بپیوندد و قابل فهم باشد. تنها برخورد‌ها، بنا به تصمیمات افراد، می‌توانند متفاوت باشد. شاید تنها بدین لحاظ بتوان رفتار ایرانی را در این فیلم مشاهده کرد.
    فرهادی جنبه‌های مشترکی میان همه‌ی فرهنگ‌ها می‌بیند. مسایلی نظیر حقیقت، دروغ یا اخلاق در همه‌ی جوامع وجود داشته که کمابیش دارای تعریف‌های مشابهی بوده‌اند. اما در شرایط کنونی این تعریف‌ها دیگر پاسخگو نیستند. اخلاق و مسایلی از این دست همه نسبی هستند و نمی‌توان به آنها بصورت مطلق نگریست.
    به نظر فرهادی، در جهان امروز بحرانی نیز وجود دارد که می‌توان آنرا تقابل میان فرد و جمع دانست. جمع به خاطر منافع خود، فرد را قربانی می‌کند. در نیمه‌ی دوم فیلم نیز، جمع به خاطر منافع خود تصویری منفی از "الی" را ارائه می‌دهد، در حالیکه "الی" مرتکب هیچ خطایی نشده است. فاجعه در این فیلم تنها مرگ "الی" نیست، بلکه بیشتر قربانی شدن فرد از سوی جمع دوستان است.
    دردسرهای فیلم
    فرهادی در زمینه‌ی مشکلهایی که برای فیلم بوجود آمده، به نقش منفی برخی از مطبوعات در ایران اشاره کرد. برخی از روزنامه‌های ایران با ایجاد کارزاری تبلیغاتی تلاش کردند با بزرگ‌نمایی حاشیه‌، اصل موضوع را زیر سؤال برند. فرهادی افزود، برخی از روزنامه‌ها کار را حتا به جایی رساندند که رییس جمهور نیز درگیر مسئله شد.
    به نظر فرهادی فیلم "درباره الی" از همان آغاز نیز با هیچ مشکلی روبرو نبوده و نمایش آن در “جشنواره‌ی فجر“ نیز اثبات این مطلب است. فرهادی افزود، این فیلم رو راست است و دارای پنهانکاری خاصی نیست.
    شهرام اسلامی



  10. --
  11. #6

    تاریخ عضویت
    Mar 2009
    محل سکونت
    کرج
    نوشته ها
    1,979
    موضوع ها
    276
    سپاس
    1,471
     
    7,419سپاس شده در 1,258 پست
     
    مدال های من
        
     

    پیش فرض پاسخ : درباره ی ...درباره ی الی...

    عکس هایی از درباره ی الی در جشواره فیلم برلین





    __________________



  12. --
  13. #7

    تاریخ عضویت
    Mar 2009
    محل سکونت
    کرج
    نوشته ها
    1,979
    موضوع ها
    276
    سپاس
    1,471
     
    7,419سپاس شده در 1,258 پست
     
    مدال های من
        
     

    پیش فرض پاسخ : درباره ی ...درباره ی الی...

    مصاحبه با کارگردان درباره الی

    جناب آقای فرهادی، اولا اين‌که تبريک مي‌گم برای ساختن بهترين فيلمی که تا به حال ديده‌ام و مرسی که باعث افتخار ما در اين جشنواره شديد.


    فرهادی: خواهش می‌کنم.


    س: جناب آقای فرهادی وقتی کارنامه هنری شما را مرور مي‌کنيم مي‌بينيم که مسئله اصلی در «شهر زيبا» موضوع بخشيدن يا نبخشيدن بود، در «رقص در غبار» مسئله اصلی موضوع ترجيح دادن یک نفر دیگر بر خود شخص بود و در «چهارشنبه سوری» هم شک موضوع اصلی فیلم شده بود. حالا در «درباره الی» مسئله اصلی شده قضاوت که همه اين‌ها مسائل بسيار اساسی بشر هستند و در نهايت هم قاضی خود شخص است که در آن شرايط خاص چه تصميمی بگيرد. فيلم شما تماشاگر را وادار می‌کند که از خود بپرسد:"اگر من جای اين شخصيت بودم چه کار مي‌کردم؟" فيلم بعدی شما هم قرار است چنين مسائل بنيادی را مطرح کند؟


    ف: واقعا نمی‌دانم که فيلم بعديم راجع به چه خواهد بود. ولی سعی مي‌کنم فکر کنم که فيلم بعديم اولين فيلمي‌ ست که مي‌سازم. من آگاهانه سعی مي‌کنم دنباله‌روی فيلم‌های قبليم نشوم. فکر می‌کنم اين کار را در فيلم‌های قبلی‌ام هم انجام داده‌ام. با شروع هر فيلم به خودم گفته‌ام اين فيلمي است که بايد همه تلاشت را برایش انجام دهی. اميدوارم اين تعريف‌هايی که از فيلم مي‌شود از من شناسنامه‌اي نسازد که از خود من جلو بزند.


    س: حتما خودتان باقی خواهيد ماند، چرا که در تمامی فيلم‌هاي‌تان، با وجود بهتر شدن فيلم، همیشه اصغر فرهادی درش مشهود است.


    ف: ممنون


    س: آقای فرهادی سوالی داشتم راجع به انتخاب بازيگران‌تان. آقای مانی حقيقی را که ما به عنوان کارگردان و فيلم‌نامه‌نويس مي‌شناسيم چطور شد که در او بازيگری را ديديد؟ و آيا از بازی آقای حقيقی راضی هستيد؟


    ف: از نظر من آن چیزی که قرار بود اتفاق بيافتد اتفاق افتاده است و يکی از بازي‌های قابل باور فيلم بازی آقای حقيقی است. من به دليل آشناييم با ايشان هميشه فکر مي‌کردم که پتانسيل بازیگری در او هست و قبلا هم گفته بود که در مدتی که در کانادا بوده تاتر کار کرده است و اين در ذهنم مانده بود. همين‌طور پيمان معادی هم با اين‌ که نويسنده است در برخوردی که با او داشتم احساس کردم که استعداد فوق‌العاده‌ای در زمينه بازيگری دارد ومي‌تواند خوب بازی کند. الان هم معتقدم که بازی اين دو از بهترين بازی‌های فيلم هستند.


    س: سوال بعديم راجع به نقش سپيده است که به نظرم خيلی نقش پيچيده‌اي است. او که از طرفی مدير و مدبر است و از طرفی ديگر ساده‌انگاری معصومانه‌اي دارد و مي‌بينيم نديده و نشناخته به کسی اعتماد کرده است. احساس مي‌کنم سپيده شخصيت خيلی پيچيده‌ای است که نمونه‌اش را کمتر ديده‌ايم. چطور به این نقش پیچیده رسيديد؟


    ف: تلاشم اين بوده که این ویژگی را در تمام شخصيت‌های فيلم رعایت کنیم و آن‌ها تک بعدی نباشند. يعنی بسته به موقعيت واکنش نشان بدهند. يعنی احساس نمی‌شود که از قبل از طرف نويسنده مشخص شده باشد که اين آدم هميشه در هر موقعيت يک واکنش از پيش تعيين شده داشته باشد. به همين دليل است که واکنش شخصيت‌ها بسته به موقعيت‌ها قابل پيش بينی نيست ولی وقتی که کارشان را انجام مي‌دهند شما باور مي‌کنيد. واکنش‌ها نسبت به موقعيت‌ها باورپذیرند. به همين دليل تلاش کردم که شخصيت‌ها زوايای مختلفی داشته باشند و در موقعيت‌های مختلف رفتارها و واکنش‌های قابل باور ولی غير کليشه‌اي داشته باشند.


    س: ولی شخصيت سپيده در مقايسه با شخصيت‌های ديگر مثل امير يا شهره بسيار ضد و نقيص است. مثلا امير از اول تا آخر فيلم محافظه‌کار است و حتی در آب هم نمی‌رود و يا احمد شخصيت ثابتی دارد اما اين سپيده است که شخصيتی نامتعارف دارد. سوال من این است که چطور توانستید به شخصيتی برسيد که در عين غير متعارف بودن بسيار باورپذیر هم باشد؟


    ف: او به هر حال در نگاه اول زنی سرخوش و ساده‌بين به شمار می‌آيد. اهل جمع است و خوشی و خوشبختی ديگران برايش مهم است. او با اين روحيه خوش و رفتارهای ظاهرا بی‌اهميتش يک‌باره مبنای رفتارهای واکنشی ديگران مي‌شود. از اينجا به بعد همه چيز پيچيده به نظر می‌آيد و همه چيز معنای ديگر پيدا مي‌کند. برای اين‌گونه شخصيت‌سازی من معمولا هنگام نوشتن خودم را به جای شخصيت مي‌گذارم.lمعمولا این شخصیت ها خودشان به سراغم می آیند.


    س: احتمالا از اعماق ذهن‌تان می‌آیند.


    ف: بله. اما يک چيز را مي‌توانم بگويم و آن اين‌که اين شخصيت‌ها هيچ‌کدام ما به ازای عينی برای من ندارند. البته به جز احمد که يک ما به ازای عينی کمرنگ دارد. اما اين فضا و اين جمع و موضوع رفتن به سفر شمال توسط جوان‌ها در واقعیت وجود دارد. من با يک سری از دوستان عزيز دوره دانشگاهم هر از گاهی به اين‌ جور سفرها مي‌رويم که حال و هوای اين سفرها در اين فيلم هست.


    س: يعنی يک کل را ديده بوديد و جزئياتش را ساختيد.


    ف: دقيقا.


    س: و بايد بگويم اين جزئيات را با دقت زیادی هم ساخته‌ايد! من فيلم را دوبار ديدم و بار دوم بود که نگاه‌ها، حرکات دوربين و حتی حرکات سر و دست بازيگران برايم معنای تازه‌ای پيدا کرد. با اين دقتی که شما اين فيلم را ساخته‌ايد، فکر کنم فيلم‌نامه را هم بارها بازنويسی کرده‌ايد. چرا که تمام اين نگاه‌ها و حرکات دوربين وقتی معنا پيدا مي‌کند که جريان داستان را بدانيم.


    ف: ما مهمترين کاری که قبل از فيلمبرداری انجام داديم اين بود که با گروه، مخصوصا بازيگرها همه زوايای داستان را بازگشايی کرديم. همه مي‌دانستند که چه مسيری را بايد بروند، فيلم تصوير مشترکی در ذهن همه پيدا کرده بود. بعد از اين مرحله وارد تمرين شديم. مانند تاتر کمتر صحنه‌های خود فيلم را تمرين مي‌کرديم تا تازگيش از دست نرود ولی خیلی از صحنه‌ها را، شب قبل از اينکه بچه‌ها راهی سفر شوند تمرين کرديم. مثلا آقای صابر ابر و خانم علی‌دوستی گر چه در فيلم اصلا همديگر را نمی‌بينند ولی برای شکل‌گيری نو ع روابط‌‌‌شان و تصوری که بايد از شخصيت‌های همديگر پيدا مي‌کردند، خیلی با هم تمرین کردند.


    س: يعنی فيلم را قبلا در ذهن‌تان ديده بوديد؟

    ف: بله، همه کارها را قبل از اينکه سر صحنه بياوريم تعیین شده بود.


    س: شنيده بودم که مي‌گويند کتاب، خودش خودش را می‌نويسد و نويسنده فقط قلم به دست مي‌گيرد. اينطور که شما مي‌گويد اين موضوع برای فيلم شما هم صادق است.


    ف: همينطور است. مثل رانندگی است. شما بی‌آنکه به دست‌های‌تان دستوری بدهيد خودش در سربالايی دنده عوض مي‌کند. لحظه خلاقيت، لحظه ناخودآگاهی است. آگاهی‌ها همه قبل از زمان خلاقیت به کار می‌آيند.


    س: آقای فرهادی، همواره در داستان فيلم‌های شما یک بزنگاه وجود دارد. در «چهارشنبه سوری» لحظه‌اي که زن همسايه وارد ماشين مي‌شود و در «دايره زنگی»، فيلمی که شما فيلم‌نامه‌اش را نوشته‌ايد، در انتهای فیلم دختر خوب داستان ناگهان چهره عوض مي‌کند و بيننده حسابی غافلگير مي‌شود. اما در «درباره الی» داستان بزنگاه خاصی ندارد بلکه تمام داستان غافلگيرکننده است و بيننده را با خود مي‌کشاند و اين سوال را در ذهن ايجاد مي‌کند که اگر من جای تک تک شخصیت‌های فیلم بودم چه کار مي‌کردم. سوال من اينجاست که چطور به اين نوع فیلم و روایت رسيديد و چطور شد تصمیم گرفتید فيلمی بسازيد که بيننده را اين طور دنبال خودش بکشاند.


    ف: من از اينکه بيننده با رخوت روی صندلی مقابل فيلم بنشيند بدم می‌آيد. فکر مي‌کنم درام در قصه، مهمترين ابزار برای از بین بردن اين رخوت است. بيننده بايد در سينمای امروز بخشی از فيلم باشد. فيلم بايد مثل پانتوميم اشاره‌هايی و نشانه‌هايی بدهد و تماشاگر بيانديشد و کشف کند. مهم نيست دقيقا به همه چيزی که من فکر کرده‌ام برسد. مهم انديشه اوست.


    س: به قول مولانا هرکسی از ظن خود شد يار من...


    ف : کاملا.


    س: آقای فرهادی، سوال ديگرم در مورد موسيقی متن فيلم است. «درباره الی» موسيقی ندارد و فقط در تيتراژ پايانی فيلم موسيقی «آهنگی برای الی» را داريم، چه هدفی از استفاده نکردن از موسيقی داشتيد؟


    ف: چون که «درباره الی» یک فيلم واقع‌گراست و گذاشتن موسيقی روی اين فيلم خلاف این قرارداد با تماشاگر است. يعنی پررنگ‌تر کردن حضور من به عنوان کارگردان. استفاده از موسیقی يعنی من کارگردان از پشت دوربين به جلوی دوربين آمده‌ام. به نظر من هر چه کارگردان عقب‌تر بايستد و حضورش در فيلم کمرنگ‌تر باشد، فيلم بی‌واسطه‌تر بامخاطب ارتباط مي‌گيرد.


    س: و شما هم که موسيقی دريا را داشتيد.


    ف: ما موسيقی دريا را داشتيم. وقتی می‌خواستم برای تيتراژ آخر موسيقی انتخاب کنم به آثار زیادی گوش کردم و فکر مي‌کردم که هيچکدام‌شان برای تيتراژ فیلم مناسب نيستند. یک شب اين موسيقی را شنیدم و ديدم که خودش است. اما هرچه گشتم اسم آهنگ را پيدا نکردم. از دستيارم خواستم که نام اين موسيقی را پيدا کند. مي‌دانيد اسمش چی بود؟


    س: بله، «آهنگی برای الی».


    ف: و این برايم خيلی جالب بود. چطور مي‌شود اين اتفاق بيافتد که من برای فيلمی به نام «درباره الی» دنبال موسيقی بگردم و اتفاقا آنی را که مي‌پسندم نامش به الی ربط داشته باشد.


    س: بله واقعا جالب است. ولی شما در فيلم‌تان موسيقی دريا را به بهترين نحو استفاده کرده‌ايد.


    ف: به نظرم صدای دريا و امواج همان پيش‌زمينه صوتی‌ای را مي‌سازد که صدای ترقه‌ها در «چهارشنبه سوری» می‌ساختند.


    س: دقيقا همينطور است. در یک گفتگو با مرحوم شکيبايی، خواندم که درباره داریوش مهرجويی گفته بود و این که سر صحنه فيلم «بانو» وقت گرفتن نمايی از بيتا فرهی و زمان گفتن: صدا، دوربين، حرکت به نظر می‌آمده گفته باشد: صدا، دوربين ، باد!! چرا که همان وقت یک نسيم وزيدن گرفته و دنباله روسری بانو در باد تکان خورده است. حالا اين حکايت شما شده است و به نظرم شما مثل مهرجويی موسيقی دريا را به خدمت گرفته‌ايد. صدای دريا ابتدای فيلم چنان آرامش‌بخش و مملو از شادی است که با حال وهوای فيلم تناسب دارد و صدای همين دريا در اواسط فيلم چنان مملو از دلهره مي‌شود که نياز به هيچ گونه موسيقی‌ای حس نمي‌شود.


    ف: درست است.


    س: آقای فرهادی فکر مي‌کنيد که حضور فيلم در جشنواره برلين چه کمکی به پخش جهانی فيلم بکند و آيا اميدی به اکران عمومی فيلم در ديگر کشورها هست؟


    ف: هنوز برای جواب قطعی به این سوال زود است و تعدادی پخش‌کننده فيلم را ديده‌اند. تعدادی هم فيلم را برای چند کشور خواسته‌اند. تا اينجا متوجه شدم که فيلمی هست که پخش‌کنندگان خارجی را برای اکران در آن کشورها ترغيب کند.


    س: آيا «درباره الی» در جشنواره‌های بين‌المللی ديگری هم شرکت خواهد کرد؟


    ف: پخش‌کننده است که تصميم مي‌گيرد فيلم را به چه جشنواره‌هایی بفرستد.


    س: يعنی در آينده نزديک هم معلوم نیست که قرار است در چه جشنواره‌ یا جشنواره‌هایی شرکت کند؟


    ف: چرا. حدود دو ماه ديگر در جشنواره پيونگ يانگ کره خواهد بود.


    س: آقای فرهادی من در کنفرانس مطبو عاتی درباره الی بودم و چنان که معمول است اکثر رسانه‌های معتبر دنيا هم حضور داشتند. برخلاف تصورم کمتر به حاشيه‌های فيلم اشاره شد. شما و بازيگران هم تلاش کرديد که با عث دامن زدن به اين حاشيه‌ها نشويد. آيا شما فکر مي‌کرديد که جلسه با عث مشکلي شود؟


    ف: من وقتی به برلين آمدم شنيدم در روزنامه مهم اينجا (اشپيگل) در مورد حاشيه‌های فيلم مفصل مطلب نوشتند و حدس مي‌زدم که جلسه به آن سمتی برود. يکی دو سوال هم در اين ارتباط شد که من اشاره کردم که مطبوعات اينجا قضيه را از آنچه هست درشت‌تر جلوه داده‌اند. البته در خبرهای ايران چنان جلوه داده شد که منظور من مطبو عات داخلی بودند. در ايران بايد بگويم که بچه‌های مطبوعات در رابطه با اين فيلم و مشکلاتش خيلی کمک کردند که بي‌جهت فيلم قربانی نشود.
    به هر حال من با اين فضاسازی که در بازی روزنامه‌های اينجا شده بود احساس کردم که بيشتر سوالات در مورد اين حواشی خواهد بود. ولی وقتي دو خبرنگار خارجی سوال‌هايی پرسيدند، اينجا تصورشان در مورد کار ما در ايران به هر حال با توهم همراه است، من گفتم مشکل به اندازه‌اي که شما تصور مي‌کنيد نبوده است. اساسا خودم هم عادت ندارم که شکايت به غير ببرم و فکر مي‌کنم اگر مشکلی هم بوده چرا من آنرا برای رسانه‌های خارجی بازگشايی کنم؟ این رویه را همیشه از قبل در نمایش های خارجی همه فیلم هایم داشته ام و خلاصه خوشبختانه جلسه مطبوعاتی هيچ سمت سياسی پيدا نکرد و نه از طرف ما و نه از طرف خبرنگاران سمت و سويی نگرفت. چیزی که همیشه برای من بسیار خوشایند تر بوده است.


    س: جايی خواندم که فيلم را با ماجرای آنتونيويی مقايسه کرده بودند.


    ف: من اين فيلم را هنوز نديده‌ام، ولی باعث خوشحالی است که فيلمم با آن فيلم مقايسه مي‌شود، ظاهرا از نظر موضوع و نو ع کارگردانی خيلی با هم متفاوتند ولی بخش اول قصه يعنی سفر رفتن دسته‌جمعی در هر دو فيلم وجودارد. در مورد «چهارشنبه سوری» هم يادم است بعضی‌ها مي‌گفتند اين قصه تکراری است و هزار بار گفته شده، ولی فيلم علی‌رغم آن حرف‌ها ماند و خيلی‌ها دوستش دارند.


    س: آقای فرهادی خیلی از مصاحبه با شما خوشحالم و ممنون از اين‌که وقت‌تان را در اختيار ما گذاشتيد



  14. --
  15. #8

    تاریخ عضویت
    Mar 2009
    محل سکونت
    کرج
    نوشته ها
    1,979
    موضوع ها
    276
    سپاس
    1,471
     
    7,419سپاس شده در 1,258 پست
     
    مدال های من
        
     

    پیش فرض پاسخ : درباره ی ...درباره ی الی...

    کارگردان فیلم سینمایی درباره الی با اشاره به واکنش های مطبوعات خارجی به این فیلم در جشنواره برلین تاکید کرد انتظار دریافت جایزه از جشنواره برلین را نداشته است.

    نشست مطبوعاتی دست اندرکاران فیلم سینمایی درباره الی شامل اصغر فرهادی کارگردان، محمود رضوی تهیه کننده و مریلا زارعی، شهاب حسینی، پیمان معادی، صابر ابر و فرهاد مهرانفر بازیگران، صبح امروز در فرهنگسرای رسانه برگزار شد.

    فرهای در ابتدای این نشست گفت: تصمیم ما این بود که در اولین اقدام بعد از بازگشت از برلین به جای نشست مطبوعاتی درباره الی در جشنواره فیلم فجر که به دلیل سفر ما به برلین برگزار نشد، یک نشست برگزار کنیم. اینکه فیلم از یک سو در ایران مورد توجه قرار گرفت و از سوی دیگر جایزه برلین را به دست آورد نشان داد نگاه مخاطب فارسی زبان چندان با دیدگاه جشنواره برلین متفاوت نیست و این نکته برای من با ارزش بود.

    کارگردان درباره الی درمورد حضور فیلم در جشنواره برلین و دریافت جایزه خرس نقره ای بهترین کارگردانی، گفت: وقتی به برلین رفتیم منتظر دریافت جایزه نبودم و قصد داشتیم بلیت برگشت به تهران را بگیریم. بلیت جور نشد و ما در برلین ماندیم تا اینکه در مراسم اختتامیه جایزه به درباره الی اهدا شد.

    او درباره نقدهای نوشته شده درباره این فیلم در روزنامه های آلمانی، گفت: انتشار برخی نقدها در مطبوعات آلمانی برایم جای خوشحالی داشت. در تعدادی از این نقدها به منحنی فیلمنامه، طراحی صحنه و لباس، میزانسن و کیفیت صدا اشاره شده بود که نشان می دهد نگاه ها به درباره الی به دور از حاشیه ها بوده و مسائل کلی تر سینمای ایران مورد توجه قرار گرفته است.

    او با تاکید بر اینکه هیچ فیلمی نمی تواند تصویری کلی از یک کشور ارائه دهد، گفت: فیلم من در هیچ کجا تعهد نداده دایرة المعارف ایران باشد. اصلاً فکر نمی کنم هیچ فیلمی بتواند شناخت کامل از یک کشور ارائه دهد و نقدهایی که از این جنبه به فیلم می پرداخت، آزاردهنده بود.

    کارگردان برگزیده بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر با اشاره به اینکه می توان به قصه و اتفاق فیلم درباره الی فراتر از مرزهای ایران نگاه کرد، گفت: درباره الی داعیه این را ندارد که فقط داستان گروه خاص از مردم را در ایران بیان می کند. این قصه می تواند هر کجا اتفاق بیفتد، فقط واکنش های افراد در مقابل اتفاقات و به طور خاص قضاوت ها فرق می کند. این نوع نگاه به فیلم که در بازخوردها مشاهده می شد، جایزه ای بزرگتر از آنچه بود که در اختتامیه برلین گرفتم.

    فرهادی درباره سکوت خود در دوره ای که فیلم برای پخش دچار مشکل شده بود، گفت: شاید در آن مقطع برای اهالی مطبوعات این سوال مطرح شد که چرا فرهادی ساکت است؟ برخی نیز به نامه ای که برای دایره زنگی نوشته بودم اشاره می کرد. در آن مورد این اقدام را انجام دادم، چون مشکل مشخص بود و به بن بست رسیده بودیم و اقدامی مانند نگارش نامه می توانست راهگشا باشد.

    او ادامه داد: در مورد درباره الی شرایط کاملاًٌ متفاوت بود. صورت مسئله این فیلم لاینحل به نظر نمی رسید. خوشبین بودم این مشکل حل خواهد شد و از همین رو دلیلی نمی دیدم بی جهت مسئله را بزرگ کنم. زمانی که مشکلات فیلم آغاز شد پیش از آنکه من اقدامی انجام دهیم متوجه شدم از سوی بنیاد سینمایی فارابی، وزارت ارشاد، خانه سینما و اهالی سینما تلاش هایی برای رفع مشکل فیلم آغاز شده است.

    فرهادی با تشکر از تمامی کسانی که او را در رفع مشکل این فیلم کمک کردند، گفت: کسی را ندیدم که در پروسه قبل از نمایش فیلم بگوید از خیر نمایش این کار بگذر و آن رها کن. همه امیدواری می دادند مسئله جدی نیست. افرادی از اهالی سینما برای رفع مشکل این فیلم پا پیش گذاشتند که اصلاً با آنها ارتباطی از نزدیک نداشتم و بالاخره با کمک جواد شمقدری و آقای احمدی نژاد رئیس جمهوری مسئله فیلم به بهترین شکل حل شد.

    او درباره کمک هایی که مطبوعات در زمینه اکران این فیلم انجام داده است، گفت: سوء تفاهمی در کنفرانس خبری فیلم در برلین رخ داد که برایم ناراحت کننده بود. انتقادی که در آن کنفرانس از مطبوعات صورت گرفت، متوجه مطبوعات ایرانی نبود. زمانی که ما به برلین رفتیم تصور نمی کردم از حاشیه های کار در آنجا خبری باشد، اما پس از حضور در این جشنواره متوجه شدم حواشی در آن جا اغراق آمیزتر از داخل کشور وجود دارد.

    او ادامه داد: یکی از مهمترین روزنامه های آلمان یک صفحه کامل خود را به حاشیه های فیلم اختصاص داده بود. در این جو ما در نشست مطبوعاتی فیلم حاضر شدیم. برخلاف اینکه تصور می شد در این نشست بخش عمده ای از سوال ها موجه این حواشی باشد، فقط دو سه نفر به این سوالات حاشیه ای پرداختند و باقی در مورد خود فیلم سوال هایی را مطرح کردند.

    وی در مورد سوالاتی که از سوی خبرنگاران در برلین مطرح شد، گفت: یکی از خبرنگاران از من پرسید به چه دلیل در ابتدای فیلم خود به نام خدا گذاشته ای و این را نشانه ای برای وجود دیکتاتوری دانست. پاسخی که من به این خبرنگار دادم نشان داد من نگاه دیکتاتوری را در کلام او می بینم. سوالاتی از این دست در برلین چند بار مطرح شد، از جمله اینکه پس از مراسم اختتامیه از من پرسیده شد در فیلم های ایرانی تا چه حد به دولت باج داده می شود، من به تمامی این سوالات پاسخ هایی دادم که به خوبی نادرستی تفکر موجود در آن را عیان کند.

    فرهادی یادآور شد که 90 درصد سوال ها و دیدگاه های مطبوعاتی در آلمان به این شکل بود و باقی صادقانه با فیلم او برخورد کرده اند.

    کارگردان رقص در غبار درباره جوی که از سوی مطبوعات در داخل کشور ایجاد شد، گفت: بچه های مطبوعات در ایران قبل و بعد از نمایش فیلم در ایران بسیار خوب کار را پوشش دادند. آن ها یک کار بزرگ کردند و فیلم را بدون حاشیه هایش دیدند.

    فرهادی با اشاره به اینکه فیلم های او واقع گرایانه است، گفت: ترجیح می دهم به جای گفتن کلمه تلخ از واقع بینی استفاده کنم زیرا تصور می کنم فیلم های من دارای چنین فضایی است. بازیگران با درک این مسئله در این پروژه حضور داشتند و آنان به حدی برای این کار زحمت کشیدند که گریمور مجبور شد در روزهای پایانی کار برای حفظ راکورد بخش از موهای مریلا زارعی، رعنا آزادی ور و مانی حقیقی را که سفید شده بود، رنگ کند.

    او درباره نوع بازی بازیگران و نزدیکی فضای فیلم به زندی واقعی، گفت: لحظه ای که کار می کنم از ناخوداگاهم فرمان می برم، از همین رو پاسخ دادن به این سوال برایم سخت است، اما در نگاهی کلی می توانم بگویم من این کار را همانند سفر یک گروه دوست به شمال دیدم که کارهای آنان با دوربین مخفی ضبط می شود.

    فرهادی ادامه داد: من نمی خواستم حضور دوربین حس شود و مایل بودم شخصیت ها بی واسطه با تماشاگر ارتباط برقرار کنند. آنچه می توانست در این زمینه تاثیرگذار باشد، میزانسن، دکوپاژ و نوع بازی ها بود. بازی با دز بالا باعث می شد وجود دوربین به رخ کشیده شود. به همین خاطر کار ما این بود که تمرین کنیم تا فیلم فضایی شبیه دوربین مخفی بیابد و تا قبل از روز کلید خوردن فیلم این مسئله جا افتاد.

    فرهادی یادآور شد: بخش عمده ای از بازی ها براساس آنچه در تمرینات دو ماهه مطرح شده بود، به دست آمد و برای رسیدن به فضایی مناسب تر از بچه ها خواستم تا هر یک در نقش دیگری ظاهر شود تا احساسات طرف مقابل خود را درک کند.



    منبع : خبرگزاري مهر



  16. --
  17. #9

    تاریخ عضویت
    Mar 2009
    محل سکونت
    کرج
    نوشته ها
    1,979
    موضوع ها
    276
    سپاس
    1,471
     
    7,419سپاس شده در 1,258 پست
     
    مدال های من
        
     

    پیش فرض پاسخ : درباره ی ...درباره ی الی...

    ایسنا: «مايكل مور» سينماگر مطرح آمريكايي از فيلم «درباره‌الي» به كارگرداني اصغر فرهادي دعوت كرد تا درجشنواره‌ي «تراورس سيتي» ـ كه توسط خودش ـ راه‌اندازي شده، حضور پيدا كند.

    در ادامه‌ي حضورهاي جهاني فيلم «درباره الي» پس از رابرت دنيرو در جشنواره «ترابيكا»؛ «مايكل مور» كارگردان مطرح آمريكايي، درخواست نمايش اين فيلم را در جشنواره‌اش اعلام كرد و قرار است، اين فيلم براي نمايش در اين جشنواره فرستاده شود.

    بنا بر اين گزارش، «درباره الي» پيش از اين در بخش رقابتي دو جشنواره بين‌المللي شركت كرد و از هر دو جايزه گرفت. خرس نقره‌اي بهترين كارگرداني را در برلين گرفت و «رابرت دنيرو» در جشنواره‌ي «ترابيكا» جايزه‌ي بهترين فيلم بلند را به اصغر فرهادي براي «درباره الي» داد.





  18. --
  19. #10

    تاریخ عضویت
    Mar 2009
    محل سکونت
    کرج
    نوشته ها
    1,979
    موضوع ها
    276
    سپاس
    1,471
     
    7,419سپاس شده در 1,258 پست
     
    مدال های من
        
     

    پیش فرض پاسخ : درباره ی ...درباره ی الی...

    امور بين‌الملل بنياد سينمايي فارابي اعلام كرد كه گمانه‌زني‌هاي اوليه از بخت زياد فيلم «درباره الي» براي نامزدي اسكار در رشته بهترين فيلم خارجي زبان، حكايت دارد.

    به گزارش روابط عمومي فارابي، در پيش‌بيني‌هاي به دست آمده از پايگاه اينترنتي تجربه‌هاي سينمايي (Film Experience)، فيلم درباره الي ساخته اصغر فرهادي (برنده جايزه بهترين كارگرداني از برلين 2009 كه با تعامل بنياد سينمايي فارابي و خانه سينما، از سوي هيات انتخاب فيلم ايراني به اسكار معرفي شد) به همراه 4 فيلم ديگر به‌عنوان بخت‌هاي اول نامزدي اسكار در اين رشته، مورد توجه قرار گرفته‌اند.

    ديگر رقباي فيلم درباره الي عبارتند از: «راز چشم‌هاي او» ساخته خوان خوزه كامپلانا از آرژانتين (داستان كاراگاهي كه پس از 30 سال، گره از يك معماي جنايي مي‌گشايد و به نمايش درآمده در جشنواره‌هاي تورنتو، سن سباستين و ريو)، «نامه‌هايي به پدر ياكوب» ساخته كلاس هارو از فنلاند (داستان رستگاري يك آدمكش قسي‌القلب پس از آشنايي با يك روحاني سالمند، از كارگرداني كه پيش‌تر با فيلم الينا به شهرت جهاني رسيده است.

    اين فيلم در جشنواره‌هاي ماردل پلاتا، گوتبورگ و پوسان حضور داشته است.)، «پيام آور» ساخته ژاك اوديار از فرانسه (داستان تحول زندگي بزهكاري جوان در زنداني در فرانسه، كه برنده جايزه ويژه هيات داوران جشنواره كن شده است) و «روبان سفيد» ساخته ميكائيل هانكه (داستان شكل‌گيري وقايع خشونت‌بار و عجيب در منطقه‌اي روستاني و آلماني زبان پيش از جنگ جهاني دوم، برنده نخل طلاي كن.

    ( 5 بخت بعدي اسكار بهترين فيلم خارجي زبان نيز عبارتند از: «ماكس مانوس» ساخته يوآخيم رونينگ و اسپن ساندبرگ از نروژ، «مادر» ساخته جونگ بونگ- هو از كره‌جنوبي، «عهد شكسته» ساخته ييري چلومسكي از اسلواكي، «متمرد» ساخته نيكلاس اشتايل از لوكزامبورگ و «سامسون و دليله» ساخته ارويك تورنتون از استراليا.

    از ميان فيلم‌هاي معرفي شده، 3 فيلم «اينجا و آنجا» از صربستان، «به اراده چنگيز خان» از مغولستان و «ارتش خاموش» از هلند به‌دليل عدم‌تطابق با مقررات، از سوي فرهنگستان علوم و هنرهاي سينمايي پذيرفته نشده‌اند كه اقدامات لازم براي جايگزيني عنوان مناسب از طرف كشور هلند صورت گرفته است.

    از ميان فيلم‌هاي برجسته‌اي هم كه از سوي هيات‌هاي معرفي‌كننده در كشورهاي حاضر ناديده گرفته شده اند، مي‌توان به «پيوندهاي شكسته» ساخته پدرو آلمادوار از اسپانيا و «تشنگي» ساخته پارك چان ووك از كره‌جنوبي اشاره كرد.
    منبع:همشهری آنلاین



  20. --

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

موضوع های مشابه

  1. درباره عدد 23
    توسط mehrdad-58 در انجمن 42 23 16 15 8 4
    پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: 01-05-2010, 12:10 PM
  2. همه چیز درباره جان لاک!
    توسط logical_belief در انجمن فصل 5
    پاسخ ها: 121
    آخرين نوشته: 12-10-2009, 02:16 PM
  3. درباره عدد 8
    توسط 23 در انجمن 42 23 16 15 8 4
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 01-01-2009, 06:37 PM
  4. درباره عدد 16
    توسط 23 در انجمن 42 23 16 15 8 4
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 12-21-2008, 08:04 PM
  5. درباره عدد 15
    توسط 23 در انجمن 42 23 16 15 8 4
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 12-21-2008, 08:03 PM

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •